ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
164
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) محمد بن عبد اللّه انصارى از حميد طويل ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * در بازگشت از غزو تبوك چون به نزديك مدينه رسيديم پيامبر ( ص ) فرمود : در مدينه گروههاى هستند كه هر مسيرى و صحرايى را كه شما پيموديد آنان نيز با شما بودند . گفتند : اى رسول خدا ، آنان در مدينهاند . فرمود : آرى ، ولى عذر موجّه آنان را از شركت بازداشت . اسماعيل بن عبد الكريم صنعانى از ابراهيم بن عقيل بن معقل ، از پدرش ، از وهب ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته است * پس از بازگشت از غزو تبوك به مدينه از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : گروهى در مدينهاند كه هر مسير و صحرايى را كه شما پيمودهايد همراهتان بودهاند و بيمارى آنان را باز داشته است . حجّ ابو بكر صدّيق با مردم پس آن گاه ابو بكر صدّيق در ماه ذى حجه از سال نهم هجرت با مردم حج گزارد . گويند ، پيامبر ( ص ) ابو بكر صدّيق را به سرپرستى حجّ گماشت و او با سيصد مرد پياده از مدينه بيرون آمد . پيامبر ( ص ) بيست شتر پروار براى قربانى از جانب خود با او فرستاد و به تن خويش بر گردن شتران قلاده آويخت و آنان را با ماليدن اندكى از خون آنان به بدن آنان علامت گذارى فرمود و ناجية بن جندب اسلمى را به نگاهبانى آنها گماشت . ابو بكر نيز از براى خود پنج شتر برداشت و چون به عرج رسيد ، علىّ بن ابى طالب ( ع ) سوار بر ناقهء قصواء پيامبر ( ص ) به او پيوست . پس ابو بكر پرسيد : آيا رسول خدا تو را به امارت حج گماشت ؟ گفت : نه ولى مرا گسيل فرمود تا سورهء براءة را بر مردم بخوانم و پيمانها را لغو كنم . ابو بكر با مردم حج گزارد و علىّ بن ابى طالب ( ع ) روز عيد قربان كنار جمره سورهء براءة را براى مردم خواند و پيمانها را لغو كرد و گفت : پس از امسال مشركى نبايد حج بگزارد و كسى نبايد برهنه طواف كند . پس آن گاه ابو بكر و علىّ بن مدينه بازگرديدند . خالد بن خداش از عبد اللّه بن وهب ، از عمرو بن حارث ، از ابن شهاب ، از حميد بن عبد الرحمن ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * ابو بكر در مراسم حجّى كه پيش از حجّة الوداع انجام شد و او به فرمان پيامبر ( ص ) امير الحاج بود مرا نيز روز عيد قربان با گروهى فرستاد كه به مردم اعلام كنيم كه سال ديگر هيچ مشركى نبايد حج گزارد و هيچ كس